20121214

fe

در لوور ؛

برای لحظه­ای

همه چیز را متوقف می­کنم.

لبانش را می­بوسم، در گوشش زمزمه می­کنم:

از طرف سی- یا- او ...ی چینی

برای ژوکوند فلورانسی!

در پکن،

برای لحظه­ای همه چیز متوقف می­شود.

جز جریان خونی که به آرامی از رگ گردنم

جاری­ست. 

No comments:

Post a Comment