fe
در
لوور ؛
برای لحظهای
همه
چیز را متوقف میکنم.
لبانش
را میبوسم، در گوشش زمزمه میکنم:
از طرف
سی- یا- او ...ی چینی
برای
ژوکوند فلورانسی!
در پکن،
برای
لحظهای همه چیز متوقف میشود.
جز
جریان خونی که به آرامی از رگ گردنم
جاریست.
No comments:
Post a Comment