fe
گفتی این جوری راحتتری
دورتر باشم، هر
روز نباشم.
نشنویم گاه و
بیگاه ، نبینیم هر روز.
دورتر هستم،
بیرون!
سرم را روی
دستهایم گذاشتهام و دمم غیرارادی
تکان میخورد.
با چشمانی قهوهای
در یک دنیای خاکستری.
و در دورتر،
دوست داشتن را انجام میدهم.
No comments:
Post a Comment