20121213

fe

گفتی این جوری راحت­تری

دورتر باشم، هر روز نباشم.

نشنویم گاه و بیگاه ، نبینیم هر روز.

دورتر هستم،

بیرون!

سرم را روی دستهایم گذاشته­ام و دمم غیرارادی تکان می­خورد.

 با چشمانی قهوه­ای در یک دنیای خاکستری.

و در دورتر، دوست داشتن را انجام می­دهم. 

No comments:

Post a Comment