fe
دو سر ملافه سفید را پسرانم گرفتهاند!
در میان ملافه ،
من!
با کیسه ادرارم میان دو دست،
چشمهایم را به دروغ بستهام!
( همه در
اتاق انتظاریم...)
میفهمم هنوز نمردهام
چون دختری که سرش بر روی شانه پدر آهسته گریه میکند، بسیار زیباست!
No comments:
Post a Comment