دختربچه که
بودی، من به دانشگاه میرفتم.
اون موقعها
این کار آسان بود!
مدرسه که میرفتی.
اولین بچۀ من به دنیا آمد!
هر سال یک جا و
یک مدرسه،
هرچند سال یک
بچه!
اون وقتها این
کار به سختی حالا نبود!
برایم نوشتی:
«دیر متولد شدم
برای این بود که داشتم موهایم را درست میکردم، برای تو.»
میدانم همیشه این
کار وقتگیر بود!
بعد، با وجود
زمانها و فاصلهها
گفتن دوستت دارم، نه دقیقه و یازده ثانیه وقت برد.
No comments:
Post a Comment