20121214

fe

تو در میان جمع تنها نشسته­ای

سیاهپوش و خسته!

و لبه لاک ناخن شست دست راستت پریده است!

 من راه می­روم و یکبند حرف می­زنم

درهم و مغشوش!

به من خواهی گفت:

نه راه برو ؛ نه حرف بزن!

مراببین!

مرا ببین؛ بر روی صندلی لهستانی قرمز! 

No comments:

Post a Comment