fe
تو در میان جمع
تنها نشستهای
سیاهپوش و خسته!
و لبه لاک ناخن
شست دست راستت پریده است!
من راه میروم و یکبند حرف میزنم
درهم و مغشوش!
به
من خواهی گفت:
نه راه برو ؛ نه حرف بزن!
مراببین!
مرا
ببین؛ بر روی صندلی لهستانی قرمز!
No comments:
Post a Comment