20121214

fe

سرم روی بالش برف،

به رعد،

در فضای بین بلورها گوش می­کنم،

از برق چشمان ماه.

سرم روی بالش پر،

که اشکها  میان تاروپود سفید چلوار گم می­شود؛

و حرفها ؛ در گوشه و کنار آیینه.

آیا میان بازوان من، برای لحظه­ای به خواب خواهد رفت؟ 

No comments:

Post a Comment